درباره

دیباچه:
منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب رحمت است و به شکر اندرش مزید نعمت...
اینک با یاری خداوند و به همراهی شما دوستان عزیز اولین وبلاگ بچه های اسلام آباد عمادده رو راه اندازی میکنیم و امید است که مورد عنایت دوستان واقع شویم.ما قصد داریم در این وبلاگ شدیدترین انتقادات را بکنیم!!
پس مواظب خودتون باشید......
منوی اصلی
جستجو
مطالب پيشين
آرشيو مطالب
تدبیر در قرآن
آیه قرآن
لوگوی دوستان
لينک دوستان
نويسندگان
کاربردی
آغاز امامت یگانه منجی عالم بشریت حضرت مهدی موعود(ع) را به تمام دوستان و همشهریان تبریک و تهنیت عرض مینماییم. افتخار میکنیم پیرو شریعتی هستیم که هنوز رابطه انسان و خدا را تمام شده نمیدانند! یهودیت در حضرت موسی رابطه انسان و خدا را منفصل کردند و مسیحیت در حضرت عیسی و مسلمانان در حضرت محمد(ص) و تنها مکتب شیعه است که رابطه انسان با خدا را همچنان ساری و جاری میداند و آن به واسطه امام زمان(عج) است...




امروز مراسم تودیع و معارفه بخشدار صحرای باغ بود! آقای حزنی بخشدار قبلی رفت و اقای آزادی به جای ایشان قبول سمت کردند. همینجا از زحمات آقای حزنی فدر دانی میکنیم و میدانیم که با دست خالی بیشتر از این نمیشد کار کرد! و خسته نباشید میگیم چرا که روزهای سختی را در بخشداری عمادده گذراندند و میدانیم که مردم این خطه وقتی یک نفر را نخواهند خیلی بد میشوند!!! آقای حزنی رفت البته با دل پر رفت! و در آخر صحبتهایش اظهار داشت که ما زیاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم! و تمام هدایایی که برای قدر دانی از ایشان آورده بودند بخشید به مستمندان عمادده و حدود سه میلیون تومان از محل یارانه خود و خانواده اش را برای کمک به کتابخانه و کار خیر دیگری داده اند. آقای آزادی بچه فسا و از ابتدا با آقای نجیب زاده(فرماندار لارستان) در جاهای مختلف همکار بوده اند و اخیرا هم در استانداری مسئول دبیرخانه بوده اند.برای ایشان هم ارزوی روزهای خوش داریم


امروز، قلبي از تپش باز مي ماند که نبض هستي با ضربانش مي تپيد. امروز، زباني از تکلم بازمي ماند که واژه واژه کلامش، رازهاي هستي را کهکشان کهکشان مي گشود. امروز، روح عرشي محمد، فرش کوچک خاک را رهامي کند و به وسعت «لايتناهي» پيوند مي خورد. اين بار، معراج محمد هميشگي است ... پيامبر اکرم(ص) پس از بيست و سه سال دعوت و مجاهدت و ابلاغ پيام الهي و پس از فراز و نشيب هاي فراوان در راه انجام رسالت بزرگ خويش، سرانجام در روز دوشنبه، بيست و هشتم ماه صفر يازدهم هجرت [1] پس از چهارده روز بيماري [2] و کسالت، رحلت فرمودند و در هجره مسکوني خويش در جوار مسجدي که تأسيس کرده بودند، به خاک سپرده شدند. پيامبر اكرم (ص) يك ماه قبل از رحلت فرمودند: فراق نزديك شده و بازگشت ‏به سوى خداوند است. نزديك است فراخوانده شوم و دعوت حق را اجابت نمايم و من دو چيز گران در ميان شما مى ‏گذارم و مى ‏روم: كتاب خدا و عترتم، و خداوند لطيف و آگاه به من خبر داد كه اين دو هرگز از يكديگر جدا نشوند تا كنار حوض كوثر برمن ‏وارد شوند. پس خوب بينديشيد چگونه با آن دو رفتار خواهيد نمود. در 28 صفر سال پنجاه هجري، امام حسن مجتبي (ع) نيز در سن 47 سالگي به دستور معاويه بن ابي سفيان و به دست جعده دختر اَشْعَثِ بنِ قِيس مسموم شد و بر اثر همان زهر به شهادت رسيد. ايشان حدود هفت سال از دوران زندگي پيامبر اکرم (ص) را درک کرد، و پس از آن حضرت حدود سي سال با پدر بزرگوارشان علي بن ابي طالب (ع) ملازمت داشت و بعد از شهادت اميرالمؤمنان (ع) به مدت ده سال عهده دار مقام امامت بودند. پيامبر اکرم حضرت محمد (ص) در‌شان امام حسن مجتبي (ع) فرمود: اگر عقل، خود را به صورت مردي نشان دهد، آن مرد، حسن (ع) است. [3] سلام بر صبر خدايي اش، که ما را الهام بخش صبوري در راه حق است و سلام بر صلح حماسي اش، که ما را آموزگار عمل به تکليف و تبعيّت از وظيفه است.





زخم عاشورا هميشه تازه است ...

صداي پاي اشتران از دل کوير مي آيد. کارواني خسته و غم ديده و محزون.
هر کسي سر به کنج کجاوه گذاشته و آرام آرام مي گريد.
آري، کاروان اُسراء اينک به سمت مدينه باز مي گشت، مدينة النّبي که اينک محزون و داغدار پسر پيامبر بود.
با هم به ساربان گفتند که ما را از دشت کربلا و مزار يار عبور ده.
قافله مسير خود را تغيير داد. زمان فراق ديگر به سر آمده بود و عاشقان به کوي معشوق نزديک مي شدند.
هر چه اين فاصله کمتر مي شد بر شور و فغان کاروان افزوده مي گشت.
هنگامي که آن پروانگان به مدفن خورشيد رسيدند از روي ناقه ها همچون برگ خزان خود را به زير افکندند.
هر کس قبر عزيزي را در آغوش گرفت. صداي فغان و ناله در تمام صحرا مستولي گشت.
جابر بن عبدالله انصاري نيز که در اربعين به کربلا رسيده بود، با داغديدگان هم ناله شد ...

چهل روز از اشک هاي کربلا مي گذرد، قطراتي که حاوي پيام فتح اند و دلاورمردي. در چهلمين روز، تنها چيزي که براي همه تداعي مي شود، حديث خون و پيروزي است.

اربعين از رازهاي هستي ست و اربعين حسين (ع) روز بسط لطف اوست بر پيروان و دوستدارانش. در مقام امام حسين (ع) همين بس كه در زيارت اربعينش خطاب به جدشان محمد مصطفي (ص) و پدر بزرگوارشان حضرت علي (ع) و مادر گراميشان فاطمه (س) ميگوييم كه خداوند عزاداري شما را در رثاء حسين (ع) قبول فرمايد.

روز 20 صفر يعني اربعين، زماني است که كاروان اسراء، از شام به مدينه بازگشتند و روزي است كه جابر بن عبدا... انصاري، صحابي رسول خدا (ص)، از مدينه به كربلا رسيد تا به زيارت قبر امام حسين(ع) بشتابد و او نخستين كسي است كه قبر آن حضرت را زيارت كرد.

سلام بر حسين و اربعينش، سلام بر اربعين و زائرانش و سلام بر اندوه هاي دل آنان كه به سوغات، بر مزار كشتگان، عشق بردند و به مويه نشستند.




حضرت امام حسن مجتبي(ع) دومين اختر تابناك آسمان امامت و نخستين ثمره پيوند مبارك حضرت علي(ع) و صديقه فاطمه زهرا(س)، در نيمه ماه رمضان سال سوم هجري در مدينه منوره ديده به جهان گشود.حدود 30 سال در كنار پدرش مولاي متقيان علي(ع) قرار داشت و پس از شهادت پدر گراميش، در سال 40 هجري، به مدت 10 سال امامت امت را بر عهده گرفت و در سال 50 هجرى با توطئه معاويه بر اثر مسموميت در سن 48 سالگى به درجه شهادت رسيد و در قبرستان «بقيع» در مدينه مدفون گشت. امام حسن(ع) را به دليل صفات و فضايل اخلاقي، سخاوت و بخشش بي نظيري كه داشت كريم اهل بيت مي ناميدند. به صورتي كه بارها نيمي از مال خويش را به نيازمندان داد. گاه پيش از آنكه مستمندى اظهار احتياج كند و عرق شرم بريزد، احتياج او را برطرف مى‏ساخت و اجازه نمى‏داد رنج و مذلت درخواست را بر خود هموار سازد. در تاريخ شهادت امام حسن مجتبي(ع) دو قول نقل شده است: 1- بيست و هشتم ماه صفر سال 50 يا 49 هجرى در 47 يا 48 سالگى 2- هفتم ماه صفر سال 49 يا سال 50 در 47 سالگى يا 48 سالگی همچنين هفتم صفر روز ولادت امام موسي بن جعفر (ع) نيز نقل مي شد که با توجه به مصوب شوراي فرهنگ عمومي – شوراي عالي انقلاب فرهنگي، در تقويم جديد تاريخ ولادت ايشان 14 ذي الحجه درج شده است. ( با توجه به پژوهش هاي صورت گرفته بسياري از بزرگان ما تقيّد داشتند که اين روزها حتي اگر تولد امام معصوم هم باشد، روز سرور نيست، روزهاي اسارت اهل بيت امام حسين و ماه حزن است ) حديثي زيبا از امام حسن (ع) : كسى كه در دلش هوايى جز خشنودى خدا خطور نكند، من ضمانت مى‏كنم كه خداوند دعايش را مستجاب كند. التماس




در بارندگی اخیر چند نقطه از تالاب جادریایی فروچاله های کوچک و بزرگی ایجاد شده است که جای تامل و تحقیق بیشتر دارد!! این موضوع بیش از پیش زنگ خطر را برای منطقه به صدا در آورده چون اصولا علت عمده ی ایجاد چنین فروچاله هایی تشدید پدیده انحلال سنگ های گچی و آهکی و نمکی و نیز کاهش حجم رسوبات کم چگال و مجاری آب و سیستم درز و شکاف در سنگ بستر و هدایت جریان آب‌های سطحی و زیرسطحی توسط شیب توپوگرافی میباشد که دلیل اصلی و اولیه ی این پدیده ها بهره برداری غیر اصولی و بیش از حد از منابع آب زیرزمینی میباشد!!!

البته احتمال دیگری هم وجود دارد و آن این است که ممکن است در آن قسمت در گذشته قنات وجود داشته و پس از سالها مدفون شده و اکنون آب به قسمتهایی از آن راه پیدا کرده و مسیر باز کرده!!

این فرو چاله عمقی حدود 6 متر دارد و به شکل مخروط ناقص با قاعده ی در سطح زمین به قطر 5.5 متر و قسمت زیرین حدود 1.5 متر میباشد و این نشان میدهد که ریزش از بالا به پایین رخ داده! در امتداد غرب این فروچاله شکافی به طول حدود 70متر و عرض متوسط 1 متر و عمق متوسط 80 سانتی متر نیز وجود دارد که نظریه ی وجود گسل و شکستگی در سنگ بستر را تقویت میکند(یا حتی وجود قنات مخروبه).

 




با وجود بارندگی های روز گذشته که تا امروز صبح ادامه داشت همانگونه که در گزارش قبلی آمد تمام بندها و سدها سرریز شد و تمام شب گذشته هم بارندگی ادامه داشت. در این میان سد خاکی روستای باغ که البته چندین سال است که نیمه تمام مانده نتوانست مقاومت کند و ساعت ده صبح امروز شکست!!! البته پیشبینی این اتفاق شده بود و با مشاهدات اهالی شب گذشته تا صبح مسئولین جهاد کشاورزی لارستان و بخشداری محترم صحرای باغ و بسیج مردمی مسیلهای لازم را باز کرده بودند و به دو مسیل جداگانه تقسیم کرده بودند تا در صورت بروز اتفاق تمام بار روی یک مسیل نباشد و خسارت زیادی به بار نیاورد!!

خلاصه بهر حال که سد شکست و علاوه بر دو مسیل پیش بینی شده یک مسیل دیگر هم خود آب باز کرد و خوشبختانه خسارت قابل توجهی به منازل و اهالی وارد نشد ولی سیل مهیبی راه افتاد که بیشتر کشتهای سر راه را ویران کرد و دو قسمت به سمت روستای باغ سرازیر شد و یک قسمت به سمت روستای کارگاه!

با همکاری و هماهنگی بخشداری و شهرداری عمادده و اهالی روستاهای باغ و کارگاه این سیل به سمت خارج از روستا هدایت شد تا خساراتی متوجه منازل مردم نشود. اما همانگونه که گفته شد به اراضی و محصولات کشاورزی خسارات بسیاری وارد شد. ادامه ی این سیلاب حاصل از شکستن سد از اراضی روستای بنو هم گذشت و به اراضی چاه خونجو هم رسید....

 




با سلام خدمت دوستان. در این پست تصاویر مربوط به بارندگی روز گذشته رو میذاریم براتون:

 




از اوایل صبح امروز حدود ساعت 6بارندگی آغاز شد و همراه با رعد و برق های مهیب و رگبار شدید بود به گونه ای که این بارندگی تا ساعت هشت صبح به صورت مکرر ادامه داشت و از ساعت هشت به بعد نیز تا ساعت دو جسته و گریخته باران میبارید! این بارندگی موجب پر شدن تمام بندها و سدهای خاکی اطراف و سر ریز شدن آنها شد به گونه ای که سدهای تنگ قلات در همان ساعات ابتدایی سرریز شدند و سد خاکی بالای عمادده هم تقریبا پر و سر ریز شد. سد بنو هم پر شد.در سطح شهر نیز تمام مسیلها به شدت سیلابی شدند و آب از روی پلهای کشت و پل قبل از استادیوم سرریز شد و مشکلاتی برای عبور و مرور به وجود آمد. ساختمان کنار بخشداری هم طبق معمول زیر آب رفت ورودی عمادده روبروی بانک ملی هم طبق معمول تبدیل به رودخانه شده بود و عبور و مرور غیر ممکن شده بود. اطراف چند پل در اطراف عمادده شسته شده و نیاز مبرم به مرمت دارد.

 

 




 با خبر شدیم دو روز قبل یکی از اهالی عمادده به نام محمد الف در منطقه خون سرخ بندر عباس توسط اشرار بلوچ به گروگان گرفته شده!! ماجرا از این قرار بوده که پسر عموی این بنده خدا معاملاتی با افراد بلوچ داشته و ظاهرا چیزی حدود70میلیون تومان بدهی بالا اورده و از پرداخت آن امتناع کرده! و برادران بلوچ هم که از رسیدن به پولشون نا امید شدن و دسترسی به خود طرف نداشتن، پسر عموی ایشون رو علی الحساب گرو گرفتن تا به این صورت به خانواده ایشان فشار بیارن تا به پولشون برسن!...انشالا که قضیه به خیر و خوشی تموم بشه و مشکلی برای هیچکدوم بوجود نیاد.

 




شب گذشته حوالی ساعت ده و نیم بارون لایتی در حد ربع ساعت زد. با وجود بارندگیهای سراسری اخیر پیش بینی میشود تا اواخر هفته افت شدید دما داشته باشیم. پس بهتر است کم کم بخاری ها رو سرویس کنید و دم دست بذارید تا غافل گیر نشید...